تبلیغات
مهر مریم - "انفرادی های عمومی"
مهر مریم
گوش هایم درد می کند از بس که گشتم دنبال ِ صدای تو که صدایم بزنی و من برگردم از خودم…

"انفرادی های عمومی"

شنبه 14 دی 1392

نویسنده: مریم |


آنقدر در جمع تنها بوده ام که نه از جمع می ترسم نه از تنهایی
می توانم به تو ،به او،به آنها گوش دهم و سرم را برای حرفهای بی صدای خودم تکان دهم
به هر چشمی که نگاه میکنم خودم را میبینم
پلک بزند یا نه ، مهم نیست  ،من پشت پلکهایش زل زده ام به خودم
هرجای شهر که باشم فرقی ندارد . ایستاده،سواره،نشسته
دستم را که بگذرام رو قلبم می زند . آرام آرام.
اما گاهی دنبال خودهم می گردم . فکرش را بکن . خودم با خودم دست در دست دنبال خودم می گردم
تا به حال خودت با صدای خودت ، خودت را صدا کرده ایی؟ گاهی که خودت به خودت جواب هم نمیدهی
 لابد یکجایی جلوی شیشه مغازه ایی ، آینه ایی ، از خودت رو برگرداندی .
که خودت با خودت قهر کرده و تو حتی نازکشیدن خودت را هم بلد نیستی ،،،
همه ی ما ،من ها ،در تمام جمع ها اسیر خودمانیم
بی زندان .بی زندانبان ؛ با کلی پنجره ی باز و راه نرفته
و تازه وقتی کسی را دوست داریم ،تنهاتر میشویم و دیوانه
چون حالا کسی هست که هر لحظه هرجا در او دنبال خودمان می گردیم
این تنهایی خصوصی نیست عمومیست و همه گیر. تمام عمر اسیریم انفرادی عمومی لعنتی.

نظرات() 
sade
پنجشنبه 8 اسفند 1392 02:49 ب.ظ
kheyli khub neveshti...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :